
خلاصهٔ مقاله Miller و همکاران (۲۰۲۳) سرطان لوزالمعده و مقلدان آن
آدنوکارسینوم مجرای لوزالمعده (PDAC) شایعترین بدخیمی لوزالمعده است (حدود ۹۰٪ موارد). با وجود سهم کم در بروز سرطانها (~۳٪)، حدود ۸٪ از مرگهای سرطانی را سبب میشود و چهارمین علت مرگ سرطانی در ایالات متحده است. تشخیص معمولاً دیر انجام میشود زیرا علائم آن غیراختصاصی است (کاهش وزن، یرقان، درد شکم)، نشانگر توموری قابل اعتمادی وجود ندارد و شناسایی مراحل اولیه در تصویربرداری دشوار است. بقا پنجساله کلی حدود ۱۰٪ است؛ در مرحلهٔ موضعی ۴۲٪ و در مرحلهٔ متاستاتیک تنها ۳٪.
روشهای تصویربرداری:
سیتی پروتکل لوزالمعده (CT دو فاز پارنشیمی و وریدی) روش اصلی تشخیصی است. MRI شامل توالیهای T1، T2، MRCP و DWI در ارزیابی ضایعات کوچک مفید است. سونوگرافی اندوسکوپیک (EUS) همراه با بیوپسی نقش حیاتی در موارد مشکوک دارد.
ویژگیهای کلاسیک PDAC در تصویربرداری:
تودهای هیپوواسکولار و نامشخص مشاهده میشود که معمولاً با قطع ناگهانی مجرای لوزالمعده، گشادشدگی مجرا، آتروفی پارانشیم و علامت «دو مجرا» همراه است. درگیری عروقی (SMA و SMV)، متاستاز کبدی، صفاقی و غدد لنفاوی شایع است.
تظاهرات غیرمعمول:
در ۵ تا ۱۴ درصد موارد تومور isoattenuating است و تنها با نشانههای غیرمستقیم مانند آتروفی یا تغییر شکل قابل تشخیص است. نوع کیستیک ممکن است ناشی از نکروز یا همراه با IPMN باشد. کلسیفیکاسیونها نادر و معمولاً همراه پانکراتیت مزمناند. در موارد نادر، ضایعه میتواند منتشر یا چندکانونی باشد و شبیه پانکراتیت خودایمنی یا لنفوم جلوه کند.
مقلدان مهم PDAC:
پانکراتیت مزمن تودهساز به دلیل فیبروز مزمن میتواند شبیه PDAC باشد، اما وجود علامت نفوذ مجرا به افتراق کمک میکند. پانکراتیت حاد موضعی نیز ممکن است بهصورت توده التهابی دیده شود و با درد و افزایش لیپاز همراه است. نوع پارادوئودنال (groove pancreatitis) در مردان الکلی میانسال رخ میدهد و با توده فیبروتیک و کیستهای دیواره دئودنوم مشخص میشود، در حالیکه معمولاً عروق را درگیر نمیکند.
پانکراتیت خودایمنی (AIP) که بخشی از بیماری مرتبط با IgG4 است، میتواند موضعی یا منتشر باشد و با بزرگشدن سوسیسمانند لوزالمعده، کپسول کمسیگنال و پاسخ عالی به استروئید شناخته میشود.
تومورهای نورواندوکرین (PanNETs) دومین بدخیمی شایع لوزالمعدهاند؛ اغلب هایپروواسکولار ولی در حدود ۴۰٪ موارد هیپوواسکولار و شبیه PDAC هستند. این تومورها معمولاً کپسولهاند و باعث انسداد مجرا نمیشوند.
نئوپلاسمهای solid پاپیلاری (SPN) در زنان جوان دیده میشوند، تودههایی بزرگ و کیستیک با نواحی خونریزی دارند و معمولاً رفتار خوشخیم دارند.
متاستازهای لوزالمعده (۲ تا ۵٪ موارد بدخیمیهای لوزالمعده) بیشتر از کارسینوم سلول کلیوی منشاء میگیرند، معمولاً چندکانونی و مرزبندیشدهاند و انسداد مجرا ایجاد نمیکنند.
لنفوم لوزالمعده، چه اولیه و چه ثانویه، معمولاً بهصورت تودههای حجیم و همگن در سر لوزالمعده دیده میشود و برخلاف PDAC درگیری عروقی یا انسداد مجرا ندارد، اما با لنفادنوپاتی وسیع همراه است.
اهمیت بالینی:
تشخیص دقیق میان PDAC و مقلدان آن حیاتی است؛ زیرا در PDAC درمان جراحی و تهاجمی لازم است، در حالیکه مقلدان اغلب با درمان دارویی یا غیرجراحی بهبود مییابند. اشتباه در افتراق میتواند به جراحی غیرضروری (مثل ویپل) یا تأخیر در درمان سرطان منجر شود. در موارد مشکوک، انجام بیوپسی و EUS ضروری است.
گـردآورنـده: شیوا شاداب



مایل به ثبت دیدگاه هستید؟